تبليغاتX
اینک این ما که بی نقاب شدیم!

اینک این ما که بی نقاب شدیم!

حرف هایی جدید برای جوانان

تولد تولد تولدت مبارک

 

 

 

{|{|{|{|{|{|{|{|{|{|{|

 

                         لبخند زدی و آسمان آبی شد                          

شب های قشنگ مهر

غرق زیبایی شد

پروانه پس از تولد شیرینت

تا آخر عمر غرق بی تابی شد

 

داداشی تولدت تو هم مبارک باشه. صد هزار سال زنده باشی.واسه خودت مردی شدیا

حالا زیادم نمی خواد قیافه بگیری چون فقط 361 روز از من بزرگتری!!!!!!!!!!!!!!!!

اینم هدیه من

{|{|{|{|{|{|{|{|{|{|{|

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 3:17  توسط داداشی و شبی  | 

تولدت مبارک !

             

م

   

ش

 

     
         

ن

   
       

 

     
     

ب

   

 

 

             
     

 

       
               

Happy Birthay

سلام
تا اونجایی که من یادم بهم گفته بودی متولد 25 مهر هستی. امیدوارم که اشتباه نکرده باشم اگه هم اشتباه کردم تاریخ دقیق تولدت را بگو تا برای سال دیگه خراب نکنم. چون من 25 اینجا نیستم یکم زودتر این پستا را فرستادم تا روز تولدت به دستت برسه. امیدوارم که صد سال زنده باشی و همیشه شاد باشی.

 

حالا
تولد......تولد......تولدت مبارک !
            تولد......تولد......تولدت مبارک !
                        تولد......تولد......تولدت مبارک !
                                    تولد......تولد......تولدت مبارک !

   
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 16:57  توسط داداشی و شبی  | 

به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت

من از خدامه بمونی کنارم
من که بجز تو کسی و ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم میخواد بگی چجوری

من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق اونکه بعد اونهمه درد
خدا یه نگاهیم بما کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 22:18  توسط داداشی و شبی  | 

 

سلام
یه روز اومدی گفتی که هستی، امروز اومدی که تنهام بذاری. من که نشعه تنهایی بودم با تو مست ما شدم.
همه ذرات جان پيوسته با دوست        همه انديشه ام انديشه اوست
نمي بينم به غير  از دوست اينجا        خدایا اين منم يا  اوست اينجا ؟

امروز اومدم که ازت بخواهم تنهام نذاری. باید اعتراف کنم که بهت وابسته شدم . شاید با خوندن این حرفا داری به من می خندی ولی اشکال نداره، بخند ...فقط تنهام نذار حتی اگه از روی ریا دوستم داشته باشی.
می دونی، من بلد نیستم مثل تو خوب صحبت کنم. حرفای تو خیلی قشنگه، بهم آرامش می ده. وجودت بهم اعتماد به نفس می ده و یاد تو امید را توی وجودم زنده نگه می داره.

حالا هر چقدر دوست داری مسخرم کن ولی فقط ازت می خواهم که بهم قول بدی تنهام نمی ذاری
تبعیدی گوگد : داداشی

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 16:40  توسط داداشی و شبی  | 

سلام مهربانم
اميدوارم که حالت خوب باشه و توي راه جديدي که پا گذاشتي موفق باشي
اينم از هفته اول دانشگاه، با خير و خوشي تموم شد.  نگو يادت نبودم که کم لطفي کردي خلاصه جات خيلي خالي بود من که اصلا رنگ دانشگاه را هم نديدم و اين دو روزي که اونجا بودم يا خواب بودم يا با بچه ها دنبال غذاي بچه هاي ترم جديد که توي يخچال گذاشته بودند اين قسمت را حذف کن و گرنه ...
حالا که ديگه نمي تونم باهات حرف بزنم برات مي نويسم، حالا هرکي مي خواهد خوشش بياد هرکي هم مي خواهد بدش بياد. (البته به جز تو)

حرفم را با اين شعر تموم مي کنم.
 

 B  I  N  E  G  H  A  B
                                        .blogfa.com

منو تنها ميذاري با جدايي
چه جور باور کنم تو باوفايي
تو بي وفايي
يادت نره چشم انتظاري داري
اينور دنيا، يه نگاري داري
واي چه يار بي قراري داري

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 0:47  توسط داداشی و شبی  | 

سلام به پاییز قشنگترین فصل سال.....

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 4:32  توسط داداشی و شبی  |