تبليغاتX
اینک این ما که بی نقاب شدیم! -

اینک این ما که بی نقاب شدیم!

حرف هایی جدید برای جوانان

یه روز شاعر با یه فرشته دوست شدند.

شاعر به فرشته یک شعر داد و فرشته هم به شاعر یک پر داد.

شاعر پر را زیر کتاب شعرش گذاشت و کتابش رنگ آسمون گرفت، فرشته هم شعر شاعر را زمزمه کرد و دهنش بوی عشق گرفت.

بعد فرشته دست شاعر را گرفت تا دروازه های آسمون را به اون نشون بده شاعر هم بال فرشته را گرفت تا کوچه پس کوچه های زمین را به فرشته نشون بده.

شب که برگشتند خونه، روی شونه فرشته کمی گرد و خاک نشسته بود و روی شونه شاعر چندتا پر.

یکی گفت دیگه تموم شد.

دیگه زندگی برای هر دوی اونها دشوار شد. شاعری که بوی آسمون به مشامش برسه زمین براش حقیر می شه و فرشته ای هم که طعم عشق را بچشه آسمون براش خیلی کوچیک می شه.

همگی عاشق باشید

داداشی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 22:10  توسط داداشی و شبی  |